مدیریت تجربه مشتری:

به دید ما بهینه کردن مسیر سفر مشتری با بهره‌مندی از ابزارهای دیجیتال و الگوهای مدیریتی در ذیل فرهنگ مشتری‌محور از مقطع مدیریت محصول یا طراحی خدمت آغاز می‌گردد. بهره‌مندی از هوش مصنوعی و شخصی‌سازی حداکثری مبتنی بر داده‌های رفتاری در ایجاد تعامل انسانی بهینه- بهره‌مندی از الگوهای خلق تجربه یکپارچه و آنالیز احساسات و صدا در مسیر موجبات افزایش کیفیت تجربه مشتری می‌‌شود. پیوند تجربه کارکنان سازمان برند و تجربه مشتری موجبات بهینگی مسیر سفر مشتری کانال‌های ارتباطی همجوار سازمان می‌شود.

 

مدیریت ارتباط مشتریان:

مدیریت ارتباط با مشتریان، سازوکار مدیریت تجربه و معناسازی برند در تعاملات انسان‌محور است. مدیریت ارتباط با مشتریان، مدیریت داده‌های فروش صرفا ابزاری در مسیر بازاریابی داده محور نیست بلکه رویکردی جامع در مسیر برنامه‌ریزی ارتباطات و خلق ارزشی مشترک و پایدار با مخاطبان یک برند است.

 

الگوی ارتباطات یکپارچه بازاریابی (IMC):

الگوی ارتباطات یکپارچه بازاریابی صرفا الگوی یکپارچه در ارائه پیام برند نیست، بلکه در این روش به برنامه‌ریزی الگویی دست می‌زنیم که برهم‌افزایی داده‌محور و تجربه‌محور در ذیل مفاهیم مدیریت هویت ابزاری یک برند (روایت برند) تمرکز دارد.

ما با جاری‌سازی این الگو به جای مدیریت پیام‌های ارسالی به صورت یک سویه، با تمرکز بر داده‌های رفتاری و تحلیلی در هر یک از نقاط تماس تجربه‌ای منسجم، شخصی‌سازی شده و سازگار با هویت برند خلق می‌کنیم. حفظ یکپارچگی استراتژیک برند در مقام هویت و ابراز، هم‌سویی کانال‌های ارتباطی، حفظ انسجام تجربه مشتری و پاسخگویی به هنگام مبتنی بر داده همگی از متغیرهای اساسی پرداختن گروه مشاوره مدیریت دیبا به این الگو است.

 

طرح بازاریابی دیجیتال:

ما در گروه مشاوران دیبا با بهره‌مندی از مدل‌های علمی به بهینه‌سازی این ابزار در مسیر مدیریت بازاریابی برند می‌پردازیم. تلاش ما با پژوهش داده محور در بستر دیجیتال آغاز و پس از حصول اطلاعات لازم به منظور تصمیم‌سازی با اتخاذ مدل‌های مفهومی به تدوین استراتژی‌هایی همسو با استراتژی‌های برند به منظور خلق تجربه یکپارچه و بهینه‌ای برای مشتری می‌پردازیم. روایت برند در محیط دیجیتال، شایسته داشتن طرحی منسجم است که در آن محتوای تعاملی در درگاه‌های ارتباطی مهندسی شده به هنگام در معرض مخاطب قرار گیرد و حسن حضور برند در بستر دیجیتال به طور مستمر رصد و ارزیابی شود.

 

برندآفرینی:

از برند فقط یک لوگو یا شعار تبلیغاتی نمی‌سازیم بلکه یک هویت زنده طراحی می‌کنیم که از مجموعه‌ای از سازه‌های ارزشمند برند (ارزش‌ها، شخصیت، وعده‌ها، تجربه و داستان‌ها) تشکیل شده و جهت‌گیری کل کسب‌وکار را مشخص می‌کند. استراتژی‌ها از مدل‌های علمی بهره می‌برند و راهبر توسعه تفکرمان خواهند بود و وجود رویکرد هویت محور تطبیقی موجب می‌شود توان تطبیق این موجود زنده با محیط پیرامون بالاتر رود. در مسیر درک ارزش‌ها به دستورالعمل‌هایی برای زیست تجاری برندگونه می‌رسیم و نمود علنی آن‌ها را در بروز بصری و جلوه اجتماعی برند برنامه‌ریزی می‌کنیم.

نویسنده، کارگردان و روایتگر مستندی از خلق، رشد و شکوفایی جوانه‌های ارزشمند یک کسب‌وکار که عجین با هویت بازیگران آن است، هستیم. ترکیب بهینه اقدامات عملیاتی یکپارچه که در مسیر توسعه بازار و ارزش‌های پایدار برند قدم بر‌می‌دارد که شناخت تنها ثمره آن نیست بلکه برای مخاطب برند الهام‌بخش است و به سهم خود به توسعه مفاهیمی مبادرت می‌ورزد که اثر اجتماعی شایان توجهی خواهد داشت. از مزایای پرداختن به این نوع تفکر خلق ارزش پایداری است که تداوم فعالیت و ترجیح برند را به همراه دارد.

 

تبلیغات:

رابطه انسانی که در آن هنر و علم در تجلی یک همجواری آگاهانه به انتقال پیام‌هایی خلاق و خوشایند، هدفمند و اثربخش می‌پردازند. طراحی در خدمت انتقال معنای هدفمند و خلاقیت در مسیر پذیرندگی و مقبولیت، نظم و یکپارچگی با دیگر ابزارها در مسیر اثربخشی گام برمی‌دارند و ما این کلمه را همواره در یک مفهوم بسیط‌تر با عنوان ارتباطات یکپارچه در غالب کمپین فارق از کوچک و بزرگ بودن بودجه و مخاطب هدف درک می‌کنیم.

 

طرح توسعه فروش:

رویکردی استراتژیک، تحلیلی و عمل‌گراست که با هدف شناسایی فرصت‌های رشد، تقویت مزیت رقابتی و افزایش بهره‌وری در چرخه فروش طراحی می‌شود. این خدمت با بررسی دقیق رفتار خریداران، تحلیل ظرفیت بازار، ارزیابی عملکرد کانال‌های فروش {تحقیقات بازاریابی}، مهندسی تجربه مشتری و هم‌را‌ستاسازی واحدهای بازاریابی و فروش آغاز می‌گردد تا مسیرهای مؤثر برای دستیابی به رشد پایدار فروش مشخص شود. در این فرآیند، معماری فروش، مدل‌های ارتباط با مشتری، استراتژی‌های نفوذ بازار، توسعه سبد محصولات، بهینه‌سازی فرایندهای عملیاتی نیروهای فروش و ابزارهای دیجیتال پشتیبان، به‌صورت یک برنامه عملیاتی منسجم تدوین می‌شود. نتیجه این رویکرد، طرحی واقع‌گرایانه و قابل اجراست که سازمان را قادر می‌سازد با کمترین اتلاف منابع، بیشترین افزایش در نرخ تبدیل، وفاداری مشتری و سهم بازار را تجربه کند. این طرح مشخصا تن‌دوخت بدنه فروش سازمان برند شما و اختصاصی در محیط گفتمان عملیاتی شما طراحی، آموزش و اجرا می‌شود به گونه‌ایی که این جریان بهینگی همواره پس از این طرح جاری باشد و تنها نیاز به بازنگری و به‌روزرسانی داشته باشد.

 

طرح بازاریابی:

نگاشت طرح بازاریابی چه برای محصول جدید و چه به صورت سالانه برای محصولات و خدمات موجود، الزامی است که برند را پیش از اجرای آن از رقبایش پیش‌تر خواهد برد چرا که برند با تهسیلگری و راهبری تیم مشاوران دیبا از ابتدا تا انتهای برنامه خود را اندیشیده و می‌داند که در آینده قرار است چه مسیری را طی کند.

 

نام برند:

یکی از کلیدی‌ترین اجزای هویت برند است که نقش مستقیم در به‌خاطرماندن، تمایز و ایجاد ارتباط احساسی با مشتری ایفا می‌کند. این خدمت با رویکردی علمی، خلاق و بازارمحور انجام می‌شود و شامل تحلیل جایگاه رقابتی، ارزش پیشنهادی برند، ویژگی‌های شخصیتی مورد نظر، فرهنگ مخاطبان هدف و معیارهای زبان‌شناختی و حقوقی است. در این فرایند، مجموعه‌ای از نام‌های الهام‌بخش، قابل ثبت، سازگار با استراتژی برند و مناسب برای توسعه در بازارهای آینده طراحی و ارزیابی می‌شود. هدف از این خدمت خلق نامی است که نه‌تنها بیانگر جوهره برند باشد، بلکه بتواند در ذهن مخاطب ماندگار شود، بر ادراک ارزش افزوده تأثیر بگذارد و بستری قدرتمند برای روایت‌سازی و رشد بلندمدت برند فراهم کند. ما در گروه مشاوران دیبا سهم انتقال هویت و ارزش‌های درونی برند که نام قرار است بر دوش بکشد را به رسمیت و مهم می‌دانیم و در این مسیر با لحاظ امور قانونی در جلسات کانونی خلاق به نتایج چشمگیری دست یافته‌ایم.

 

معماری برند:

اگر برند را به یک ارگانیسم زنده تشبیه کنیم، معماری برند همان نقشه فیزیولوژی و اسکلت اصلی این موجودیت است؛ جایی که مشخص می‌شود برند مادر و زیربرندها چگونه در کنار هم قرار می‌گیرند، چگونه با یکدیگر ارتباط دارند و سهم انتقال هویتی‌شان با یکدیگر چگونه است و چه نقشی در تحقق اهداف کلان کسب‌وکار ایفا می‌کنند. بسیاری از شرکت‌ها با رشد سبد محصولات و خدمات خود، تعداد شرکت‌ها و برندهایشان با چالش شفافیت، انسجام و مدیریت برند مواجه می‌شوند. اینجاست که مشاوره معماری برند به کمک مدیران می‌آید تا ساختاری نظام‌مند، شفاف و برنامه‌ریزی شده مبتنی بر مفاهیم مدیریت برند هویت محور ارائه شود.

این فعالیت با تحلیل وضعیت حال حاضر کسب‌وکار تحت فاز صفر شناخت توسط متخصصان مدیریت برند دیبا آغاز خواهد شد. سبد محصولات و برندها از منظرهای حقوقی، تجاری، فرآیندی و سازمانی(درون سازمان) و با تحقیقات کیفی برنامه‌ریزی شده در جامعه مخاطبان برند(بیرون سازمان) در خصوص تصویر برند، همپوشانی‌ها، تقویت و تضعیف برندها توسط یکدیگر به پایگاه های اطلاعاتی منسجمی خواهیم رسید.

 

تعریف برند:

فرایندی استراتژیک و شفاف‌ که به کسب‌وکارها کمک می‌کند ماهیت، هدف، ارزش‌ها و هویت متمایز خود را به‌صورت دقیق و قابل‌درک تبیین کند. این خدمت با تحلیل عمیق مخاطبان هدف، جوهره برند، نیازهای بازار و مزیت‌های رقابتی، بیان می‌کند که برند چه کسی است، چرا وجود دارد و چه ارزشی خلق می‌کند در این رویکرد، مؤلفه‌هایی مانند مأموریت برند، چشم‌انداز، ارزش‌های محوری، وعده برند و شخصیت برند به‌صورت منسجم تعریف می‌شوند تا بنیانی روشن برای تمامی فعالیت‌های بازاریابی، ارتباطات و تجربه مشتری فراهم گردد. خروجی این فرایند، چارچوبی راهبردی و الهام‌بخش است که موجب هم‌راستایی تیم‌ها، تقویت انسجام پیام‌ها و افزایش قدرت تمایز برند در ذهن مشتریان می‌شود.

 

مدیریت هویت برند:

طرح جامع مدیریت برند هویت محور تطبیقی

ما با حفظ ارتباط اثربخش و یکپارچه با برندها به دنبال خلق ارزشی منحصربه‌فرد و کشف ارکان هویتی این ارزش‌ها هستیم. ما از ادغام هوشمندانه رهیافت‌های مدیریت جامع برند هویت محور تطبیق‌پذیر، فعالیت‌های بازاریابی، حضور و ورود به بازار، توسعه درونی سازمان را با راهکارهای اثرگذار از استراتژی تا اجرا هموار می‌کنیم.

در گام اول پژوهش برند به استخراج داده‌ها و سنجش بینش ذینفعان به منظور شناخت دقیق در مسیر تصمیم‌گیری خواهیم پرداخت. پژوهش برند در دیبا به اینجا ختم نمی‌شود ما به بررسی جامع روندها و سیستم‌های دورن سازمان می‌پردازیم و از کارکرد همسو و یکپارچه برند در مسیر خلق ارزش‌ها اطمینان حاصل می‌کنیم، در این مرحله از رهیافت‌های علم مدیریت سازمان، پژوهش عملیاتی و علوم رفتاری همچون اقتصاد رفتاری و مدیریت رفتار سازمانی بهره خواهیم برد.

در گام دوم  با بهره‌مندی از اطلاعات ماژول‌های اطلاعاتی مدیریت و تحلیل‌های کیفی به کشف و تعریف هویت برند خواهیم پرداخت.

در گام سوم مترجمان هویت برند در تیم دیبا به ترجمه و طراحی نظام‌نامه‌ها و مستندات هنجاری از هویت درونی به هویت ابرازی و لایه‌های تطبیقی بیرونی می‌پردازند. مترجمان ما این بار به علوم طراحی، کپی رایتینگ، فلسفه هنر، بازاریابی، فلسفه و اسطوره شناسی مسلط‌اند و این تیم مسئولیت خطیری در بازتاب فعالیت‌های استراتژیک اعضای دیگر دارند.

در گام چهارم ماموران راهنمایی و ارزندگی تیم دیبا به همسوسازی و یکپارچگی “بودن”ها در درون و برون سازمان می‌پردازند. آنجا که نیاز به راهنمایی است رهیافت‌های آموزش و توسعه را دنبال می‌کنند و آنجا که نیاز به هم‌ترازی فرهنگ سازمان است از گزاره‌های مدیریت فرهنگی، مدیریت نقاط تماس برند و برندسازی داخلی بهره می‌بریم.

در گام پنجم به پایش سلامت برند که نظارت بر حسن پایبندی به شاخص‌های سلامت برند و عملکرد برند در اجتماع، رسانه‌ها و بازار است می‌پردازیم تا در صورت نیاز استراتژی‌ها و لایه‌های بیرونی تطبیق‌پذیر را همواره به‌روز نگاه داریم.

در طرح جامع مدیریت برند هویت محور تطبیقی که در هر پروژه آن متخصصان هسته مرکزی ثابت و اعضای متخصص دیگر در تیم‌های مربوطه بر اساس صنایع و فعالیت‌ها متفاوت‌اند و به گروه دیبا به عنوان یک پلتفرم جامع ارائه‌دهنده خدمات می‌پیوندند، گروه مشاوران دیبا فعالانه آماده همجواری بلند مدت با سازمان‌ها و برندهایی است که لزوم اجرایی کردن این گام‌ها را درک کرده‌اند و ما برای این امر آماده‌ایم تا شما را از تجارب موفق‌مان باخبر کنیم تا برای کسب‌وکار شما طرحی نو و برنامه‌ای منسجم داشته باشیم.

 

طراحی هویت برند:

فرایندی خلاقانه، ساختاریافته و استراتژیک است که هدف آن تبدیل جوهره و شخصیت برند به عناصر بصری، کلامیِ منسجم و متمایز است. این خدمت با تحلیل جایگاه برند، ارزش پیشنهادی، پرسونای مخاطبان و فضای رقابتی آغاز شده و در ادامه با طراحی اجزایی مانند لوگو، پالت رنگ، تایپوگرافی، الگوهای بصری، زبان برند و راهنمای هویت (Brand Guidelines)که همگی در کتاب برند (Brand Book) لحاظ خواهد شد و به سازمان کمک می‌کند تا در تمامی نقاط تماس، تصویری قابل تشخیص، حرفه‌ای و هماهنگ ارائه دهد. نتیجه این فرایند خلق هویتی است که علاوه بر جذابیت و ماندگاری، توانایی بیان داستان و شخصیت برند را داشته و تجربه‌ای یکپارچه و تأثیرگذار برای مشتری ایجاد می‌کند.

 

معناپردازی برند:

فرایندی عمیق و آینده‌نگر است که به کشف، تبیین و بازآفرینی معانی‌ای می‌پردازد که برند در ذهن مشتریان، کارکنان و جامعه ایجاد می‌کند. این خدمت با استفاده از روش‌های تحلیل فرهنگی، روایت‌کاوی، بررسی گفتمان اجتماعی، تحلیل رفتار مصرف‌کننده و استخراج بینش‌های احساسی، به سازمان کمک می‌کند بفهمد، برند چگونه درک می‌شود، چه نمادهایی را برمی‌انگیزد و چگونه می‌تواند معنای مطلوب خود را در بازار شکل دهد یا تقویت کند. معناپردازی برند، پایه‌ای برای خلق روایت برند، توسعه پیام‌های اثرگذار، ارتقای تجربه مشتری و همسو کردن فرهنگ سازمانی با هویت برند فراهم می‌سازد. نتیجه این فرایند، برندی است که نه‌فقط یک نام یا محصول، بلکه مفهومی زنده، مرتبط و الهام‌بخش در ذهن مخاطبان است. مفهوم‌پردازی متعهدانه در مسیر مدیریت برند و بهره‌مندی از مفاهیم مدیریت بازاریابی معناگرا نیز، امری مهم است که راهبران گروه مشاوران دیبا در پروژه‌های خود همواره در دستور کار قرار می‌دهند.